منهاج سراج
266
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
التاسع ركن الدين [ ( 1 ) ] قلج ارسلان و چنان تقرير كردند جماعتى ثقات : كه ركن الدين قلج ارسلان در ميان لشكر مغل است با هلاوء [ ( 2 ) ] ملعون به طرف آذربيجان ، تا عاقبت او بكجا رسد ؟ انشاء اللّه خير باشد . الخير ما صنع اللّه . العاشر السلطان طغرل بن طغرل نسبت اين پادشاهزاده به دو روايت گفتهاند ، بعضى روايت كنند : كه او طغرل بن طغرل [ ( 3 ) ] ارسلان بن قزلارسلان بود . سلطان طغرل پادشاهزادهء بس بزرگ بود ، و عهد دولت وى با دولت سلطان علاء الدين تكش خوارزمشاه معاصر بود ، و جلادت او تا حدى بود ، كه هيچ مرد مبارز گرز او را از زمين بر نتوانستى داشت . و او مرد بلند بالا و با مهابت بود . ثقات چنين روايت كنند : كه موى لب مبارك او چنان بود ، كه از لب بكشيدى و پس گوش نهادى ، و او از برادر زاده بچگان سلطان سنجر بود ، و از پدر خرد مانده بود . فرزندان اتابك ايلدكز [ ( 4 ) ] كه بندهء سنجر بود ، چون بر عراق مستولى شده بودند ، پدر او ضابط عراق بود ، نماند [ ( 5 ) ] و سلطان طغرل را در قلعهء از قلاع عراق حبس كردند ، و مادر او را در حبالهء خود آورد ، و مملكت عراق به تصرف خود باز گرفت چون سلطان طغرل به حد مردى رسيد ، و بغايت جود و شهامت و جلادت موصوف شد ، جمعى او را معونت كردند ، و از حبس خلاص يافت و بيرون آمد جمعى انبوه از بندگان پدر و جدش به خدمت او پيوستند ، چتر برگرفت و سلطان شد ، بيتى كه در ظهور او گفتهاند ، دو مصراع در قلم آمد . بيت : آوازه به رى رسيد سلطان آمد * و ان چتر مباركش به همدان آمد
--> [ ( 1 ) ] در متن ترجمه راورتى عنوان ( قطب الدين ) است . در حاشيه بحواله يك نسخه ركن الدين است [ ( 2 ) ] اصل باهل او ملعون . پ و متن راورتى : هلاو كه در برخى از نسخ راورتى هلاكو نيز آمده ، در اصل خطى من در مباحث ما بعد اين نام عموما ( هلاو ) و گاهى هم به دو واو ( هلاوو ) است ، كه ما املاى قديم را در متن آورديم . [ ( 3 ) ] راورتى : طغرل بن طغرل بن قزلارسلان . [ ( 4 ) ] اصل : آن التكين ، راورتى : اتابك ايلدگز . [ ( 5 ) ] اين عبارات پريشان به نظر مىآيد . در ( پ ) نيز چنين است ، شايد سقطى داشته باشد ، در ترجمه راورتى ( نماند ) را به ( چون بمرد ) در انگليسى تعبير كرده است .